فقط مانده بود اوتادی به روزنامه‌نگاران توهین کند!

درباره کشته‌های جاده‌ای هم هشدار بدهید!
۲۲ اسفند ۱۳۹۵
دلش می‌خواهد همه کار بکند
۲۲ اسفند ۱۳۹۵

فقط مانده بود اوتادی به روزنامه‌نگاران توهین کند!

«از آن لیلا تا این لیلا»

فاطمه پاقلعه‌نژاد

۱- اوايل سال جاري بود. ارديبهشت‌ماه‌؛ زماني كه خبري از برخورد بد ليلا حاتمي با گروهي از خبرنگاران كه براي تهيه گزارش پشت صحنه و البته به دعوت روابط عمومي فيلم «رگ خواب» به محل فيلم‌برداري آن رفته بودند منتشر شد. خبر خيلي ناراحت‌كننده بود.
۲- اتفاق آن روز، چند روز بعد با صحبت‌هاي ماني حقيقي و استفاده از لفظ خبرنگاران دوزاري(!) كامل‌تر شد. اتفاقي كه براي اولين‌بار بخشي از خبرنگاران را يك‌دست كرد براي اينكه كارها و صحبت‌هاي اين كارگردان و بازيگر سينما را بايكوت خبري كنند. تصميمي كه چند هفته‌اي بيشتر دوام نياورد و مثل همه تصميم‌هاي جمعي ديگر به نتيجه مورد نظر نرسيد. هميشه هستند كساني كه تصميم‌هاي جمعي را خراب مي‌كنند.
۳-در جشنواره سي‌وپنجم مسعود كيميايي در پاسخ به سؤال يك خبرنگار كه درباره كات‌هاي نابه‌جا در فيلمش پرسيد، گفت: «مگر شما كارگردان هستيد؟ كارگرداني بلدي؟ مي‌داني دكوپاژ و… يعني چي؟» البته كه هيچ‌كدام از خبرنگاران حاضر در آن نشست اعتراضي به اين برخورد كارگردان قيصر با یک هم‌صنف‌شان نداشتند. براي همين هم دقيقه‌اي بعد او تمام خبرنگاران را مزدور خطاب كرد و تقريباً همه آنها نه‌تنها با كف و سوت و خنده همراهي‌‌اش كردند، بلكه پس از آن جلسه نقد و بررسي فيلم به جلسه مجيزگويي عده‌اي براي كارگردان كاركشته سينماي ايران تبديل شد.
۴- درهمان جشنواره سي‌و‌پنجم در نشست خبري «نگار» تعدادي از خبرنگاران تصميم داشتند به خاطر رفتار سابق ماني حقيقي نشست خبري اين فيلم را تحريم كنند و تا او درباره رفتارش توضيحي نداده سؤالي از وی نپرسند. اما با اعتراض‌هاي عده‌اي از هم‌صنفان خودشان و اين توضيح رامبد جوان كه اينجا نشست خبري فيلم من است و درباره اين مسائل در فرصت ديگري صحبت كنيد، پروژه تحريم‌شان باز هم مثل هر تصميم جمعي ديگري منتفي شد.
۵- باز هم در سي‌و‌پنجمين جشنواره فيلم فجر خبرنگاري از ليلا حاتمي خواست درباره رفتارش در پشت صحنه اين فيلم با خبرنگاران صحبت كند. ليلا حاتمي اين‌طور پاسخ داد: «من به عنوان يك آدم وقتي اشتباه مي‌كنم از دست خودم و ديگران ناراحت مي‌شوم. اين شكل درس دادن من اتوماتيك است و اين سختگيري را در مورد خودم هم دارم. اين به اين معني نيست كه من برترم يا چيزهاي ديگر. در واقع در آن مصاحبه انتقاد من از نوع برخورد آنها بود….. نمي‌گويم تقصير آنهاست ولي از ديد من به اصرار آنهاست. كاري به پشت صحنه ندارم كه چرا اصرار مي‌كنند. بعد اين توهين وحشتناكي است كه طرف آمده يك كاري مي‌كند بعد مي‌گويند، نه نه مرسي، نمي‌خواهيم! اين ديگر براي من غيرقابل‌تحمل است. اينجاست كه وقتي مصاحبه را گوش مي‌دهيد، من خجالت مي‌كشم كه خيلي وقت‌ها لحنم بدجور است و خودم را هم آزار مي‌دهد. از كوره در رفتم!»
۶- ليلا اوتادي كه چند سالي است نقشش خيلي در سينماي ايران كمرنگ شده مهمان برنامه «هفت» است و روبه‌روي بهروز افخمي نشسته تا به سؤالات او پاسخ بدهد. اين بازيگر در بخشي از صحبت‌هايش پس از اينكه از مافياي بازيگري و مافياي اكران و… شكايت مي‌كند، مي‌گويد: «شايد فقط پنج، شش خبرنگار سينمايي خوب داريم. بقيه نادان هستند!» صحبت‌هايي كه با تأييد افخمي همراه مي‌شود: «اصلاً خبرنگار خوب داريم؟» و پاسخ اوتادي كه: «به جز چند نفر بقيه همه نادان هستند!»
اين ديالوگ مجري برنامه «هفت» و بازيگري كه احتمالاً خيلي دوست داشته سوپر استار شود و به نتيجه مورد نظرش نرسيده شايد نقطه پایانی بود بر تمام حرف‌هايي كه در سالي كه گذشت به قشر خبرنگار نسبت داده شد. تكليف بهروز افخمي كه مشخص است. او در اين مدت طولاني كه با برنامه هفت روي آنتن زنده تلويزيون است، به هر حاشيه‌اي دامن زده تا نام برنامه‌‌اش بولد شود. او كه با منتقد جنجالي‌‌اش حتي به بزرگترين كارگردان‌هاي سينماي ايران هم رحم نكرده و آنها را به باد انتقاد گرفته است، اين بار و پس از اينكه از معاون سيما براي اصلاح روند برنامه‌‌اش تذكر گرفته، حالا دستاويزي بهتر از خبرنگاران براي حاشيه‌سازي و خبرساز شدن برنامه‌‌اش پيدا نكرده.
ليلا اوتادي هم شايد تنها راهي كه براي كمي بيشتر مطرح شدن پيدا كرده بيان همين حرف‌ها باشد. توهين به يكي از بانوان بازيگر سينماي ايران با لفظ تحقيرآميز «خانم كوچولو»، صحبت درباره مافياي بازيگري، ربط دادن اكران نشدن يك فيلم به مافياي اكران و در نهايت هم کاربرد لفظ خبرنگاران نادان! به اصطلاح ابر و باد و مه و خورشيد فلك در كار بودند تا خانم اوتادي بگوید چرا سوپراستار نشده. اين خلاصه تمام حرف‌هاي اين بازيگر در برنامه هفت جمعه شب بود. گفته‌هايي كه فقط يك نكته را به ذهن متبادر مي‌كرد. اينكه خانم بازيگر هيچ‌گاه ريشه‌هاي عدم موفقيت خود را در درون خودش جست‌وجو نكرده است. شايد اگر يك خبرنگار نادان رودرروي او و به جاي بهروز افخمي نشسته بود اين سؤال را از او مي‌پرسيد كه: خانم بازيگر! نهايت پتانسيل خودت براي تبدیل شدن به یک بازیگر متوسط حتی، چقدر بوده كه حالا زمين و زمان را بهم مي‌دوزي و كج بودن زمين را دليلي براي خوب نرقصيدنت بيان مي‌كني؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + سه =