انقلابی که مسیر بود
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
تن بزرگ و سر كوچك برنامه هفت، بدجور تماشايي‌تان كرده!
۹ اسفند ۱۳۹۵

مجازات سنگين براي باجناق‌هاي نقابدار

مهدی رسولی- زن جوان وقتي از ثروت شوهرش نزد زنان ديگر فخرفروشي مي‌كرد نمي‌دانست وسوسه سرقت را كليد مي‌زند.

عاملان سرقت كه دو باجناق و دو خواهر بودند در ايستگاه آخر به زندان، جريمه و شلاق محكوم شدند.

تابستان سال ۹۳ ماجراي سرقت دو مرد قوي‌هيكل با چهره‌اي نقاب‌دار از خانه‌اي اعياني به پليس مخابره شد.

زن جوان كه از ترس صدايش مي‌لرزيد به مأموران گفت: «سرگرم بازي با بچه‌ام بودم كه ديدم دو مرد نقاب‌دار بالاي سرم هستند. تا خواستم سروصدا كنم با چاقو من را تهديد به قتل كردند. ترسيده بودم و نمي‌دانستم چه کار كنم. وقتي خواستند محل نگهداري طلاهايم را نشان دهم در گاوصندوق را بازكردم و آنها همه طلاهايم را به سرقت بردند.»

مأموران در گام نخست تحقيقات پي بردند كه دزدان به راحتي و بدون تخريب درها وارد حياط خانه شده‌اند و جالب اينكه يكي از همسايه‌ها ديده بود که این دو مرد پس از بازكردن در حياط با ريموت وارد خانه شده‌اند.

مأموران در گام بعدي بار ديگر خانواده پولدار را تحت تحقيق قرار دادند. مرد صاحب‌خانه كه حسين نام دارد به مأموران گفت: «در كار ساختماني مشغول هستم و براي فروش يكي از ساختمان‌هاي در حال ساختم آگهي پيش‌فروش دادم. دو روز پيش از سرقت، زن و مردي جوان به محل كارم مراجعه كردند و خواستند از ساختمان نيمه‌احداث من بازديد كنند.»

وي افزود: «زوج جوان را سوار بر خودرويم كرده و تا ساختمان نيمه‌احداث رساندم. پس از مشاهده خانه قرار شد بيشتر فكر كنند و براي خريد با من تماس بگيرند.»

پس از رفتن آنها به سمت خانه رفتم و زماني كه خواستم ريموت در خانه‌ام را باز كنم متوجه شدم ریموت نیست، ولي اصلاً فكر نمي‌كردم گم شدن ريموت كار زوج جوان باشد.»

بدين ترتيب مأموران آلبوم مجرمان سابقه‌دار را پيش‌روي حسين قرار دادند، ولي در اين مرحله سرنخي از دزدان طلاها به دست نيامد.

مأموران در شاخه‌اي ديگر از تحقيقات به كمك حسين توانستند عكس چهره‌‌نگاري شده زوج جوان را به دست‌آوردند و زماني كه مريم عكس چهره‌‌نگاري شده زوج جوان را ديد ادعا كرد كه زن جوان شبيه به فروشندگان يكي از مغاره‌هاي لباس‌فروشي است كه بيشتر خريد لباس‌هايشان را از آن مغازه مي‌كند.

همين سرنخ كافي بود تا مأموران به سراغ زن فروشنده بروند اما وقتي به مغازه لباس‌فروشي رفتند صاحب مغازه گفت: «سميرا حدود يك هفته مداركش را تحويل گرفت و به بهانه پيدا كردن كار بهتر از مغازه ما رفت.»

تيم پليسي در اين شاخه از تحقيقات با اقدامات فني و پليسي موفق شدند مخفيگاه سميرا را در غرب پايتخت ردزني کنند و در عملياتی غافلگيرانه این دختر دستگير شد.

سميرا در همان بازجويي‌هاي ابتدايي پرده از راز سرقت ميليوني طلاها برداشت و به مأموران گفت: «مدتي بود كه در مغازه لباس‌فروشي كار مي‌كردم و از اين طريق با مشتريان زيادي آشنا شدم كه يكي از آنها مريم بود.»

وي افزود: «مريم بارها براي خريد به مغازه‌مان آمده بود. در صحبت‌هايش متوجه شدم كه خانواده ثروتمندي دارد و از همين طريق سعي كردم با چرب‌زباني‌هايم بيشتر با او آشنا شوم.»

در اين مدت نيز با خواهر و دامادمان درباره وضعيت مالي مريم صحبت كرده بودم. تصميم گرفتيم تا همگي براي تغيير زندگيمان دست به دزدي بزنيم.

زن جوان ادامه داد: «در اين ماجرا همسرم نيز به خاطر ما مجبور به همكاري شد. آن روز مهدي و وحيد براي اجراي نقشه دزدي وارد خانه اعياني مریم شدند.»

مأموران با اطلاعات به دست آمده در سه عمليات همزمان براي دستگيري ديگر اعضاي اين باند خانوادگي وارد عمل شدند و همگي را پيش از فرار به دام انداختند.

وحيد وقتي ديد همسرش پرده از راز اين سرقت ميليوني برداشته است لب به اعتراف باز كرد و گفت: «باجناقم نقشه سرقت را طراحي كرد و با چرب‌زباني‌هايش مرا وسوسه كرد تا اينكه پذيرفتم با آنها همکاری کنم.»

وي افزود: «دو روز قبل از سرقت مهدي و سميرا به بهانه ديدن ساختمان در حال ساخت سوار بر خودروي حسين شدند و با سرقت ريموت در خانه اعياني او ديگر پلان‌هاي اين سرقت كليد زده شد.»

مهدي نيز در اعترافاتش گفت: «سوار بر موتور وارد خانه شديم و به آرامي به داخل ساختمان رفتيم. با تهديد چاقو زن خانه‌دار را مجبور به نشان دادن محل نگهداري طلاها كرديم. پس از آن با دزديدن طلاها به سرعت سوار بر موتور شده و پا به فرار گذاشتيم.»

اين خواهران و باجناق‌ها كه پذيرفته بودند سرقت زير سر آنها بوده با قرار وثيقه روانه زندان شدند كه دو خواهر با سپردن وثيقه آزاد شده و دو باجناق تا زمان محاكمه پشت ميله‌هاي زندان ماندند.

بنا به اين گزارش‌، پرونده پس از صدور كيفرخواست به دادگاه جزايي و عمومي تهران ارجاع داده شد و قاضي پس از محاكمه دوخواهر و دو باجناق آنها را به زندان، شلاق و رد مال محكوم كرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =