رازهايي كه هرگز درباره خريد فرش نمي‌دانستيد
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
انقلابی که مسیر بود
۲۰ بهمن ۱۳۹۵

فرهنگستان فوتبال

سيامك رحماني

شايد اين همه بي‌قانوني و مديريت بي‌قاعده منحصر به فوتبال ايران نباشد، اما بايد پذيرفت كه هر جاي ديگري در دنيا هم چنين توفاني برپا مي‌شد و تا اين اندازه اركان فوتبال را مي‌لرزاند، مديران فوتبال بايد استعفا مي‌دادند، يا مجمع فدراسيون حكم به بركناري همه اركان فوتبال مي‌داد. محروميت استقلال از نقل و انتقالات و قرار گرفتن در آستانه محروميت‌های سنگين‌تر، محروميت تراكتور از نقل و انتقالات و احتمال تغيير نتايج بازي‌هايش به خاطر استفاده از بازيكنان غيرقانوني و سايه همين خطرات بر سر پرسپوليس. معناي اين اوضاع، فروپاشي كامل ليگ‌برتر فوتبال به عنوان ويترين فوتبال كشور است. ترديدي هم نبايد كرد كه در كنار همه تخلفات و اشتباهات، نقش اصلي را در اين زمينه فدراسيون فوتبال بازي كرده است. فدراسيوني كه پيش از اين نيز تخلفات و جرائم مشهود و محرزي به خصوص در حوزه ارتباطات بين‌الملل مرتكب شده بود اما هيچ‌گاه در قبال اين تخلفات كسي را جريمه نكرد، كسي را بركنار نكرد و دست به اصلاح بدنه‌اش نزد. حتي بگذاريد بگوييم كه پاسخگو هم نبود. حالا همان بدنه با تغييرات اندكي در مديريت دوباره همان تخلفات و اشتباهات را به شكل مهلكي تكرار مي‌كند و همچنان نشانه‌اي دال بر حساس شدن مديران فدراسيون و التزام‌شان به بررسي اصلاً ديده نمي‌شود. اگر شكي در اين زمينه وجود داشت، برنامه ۹۰ بامداد دوازدهم بهمن، گواه همه آن چيزي بود كه روي داده است. اينكه فدراسيون فوتبال و كميته بين‌الملل آن با تغيير و تحريف نامه ارسالي از فيفا زمينه اشتباهات بعدي باشگاه استقلال را فراهم كرده‌اند و زير بار آن هم نمي‌روند. اين گفته، نافي مسئوليت استقلال و اشتباهات متعدد مديريتي و فسادي كه منجر به اين وضعيت شده، نيست اما در اينجا فدراسيون فوتبال است كه نقش اول ماجرا را بازي مي‌كند و متهم اصلي است. همان‌طور كه در موارد متعدد، كميته بين‌الملل فدراسيون نقش كليدي در تخلفات و عقد قراردادهاي خارجي بازيكنان داخلي يا لژيونرهايي كه قصد بازي در ايران داشتند را ايفا كرد.

اما فدراسيون فوتبال ايران به عنوان متهم بزرگ بايد به محكمه بيايد و همه مديرانش پاسخگو باشند، چراكه تخلفات به همين موارد اخير خلاصه نمي‌شود. همه كساني كه فوتبال ايران را از نزديك و به شكل جدي دنبال مي‌كنند مي‌دانند كه حضور باشگاه‌هاي ما در عرصه‌هاي بين‌المللي نيازمند استانداردهايي بوده كه فوتبال ما فاقد آن است. خصوصي بودن باشگاه‌ها، شفاف بودن دفاتر مالي و نداشتن بدهي براي ثبت باشگاه به عنوان باشگاه حرفه‌اي در ليگ ايران و حضور در رقابت‌هاي آسيايي، شرايطي است كه تقريباً هيچ‌كدام از باشگاه‌هاي ما ندارند، اما فدراسيون فوتبال با تنظيم یك اساس‌نامه داخلي و رساندن آن به تصويب كنفدراسيون فوتبال آسيا و همچنين با سندسازي و هم‌دستي با باشگاه‌ها اوضاع را به گونه‌اي جلوه داده كه باشگاه‌هاي ما شرايط حرفه‌اي مورد نظر فيفا را دارند و مي‌توانند در رقابت‌هاي ليگ حرفه‌اي و ليگ قهرمانان آسيا حاضر شوند. اما اگر اين صحنه‌سازي براي بازي‌هاي داخلي و تعامل با اي‌اف‌سي هم كفايت كند، رسوايي وقتي رخ مي‌دهد كه فيفا وارد ماجرا شود و باشگاه‌هاي ما را به خاطر بدهي‌هايشان جريمه كند. در حالي كه هنوز مسائلي مثل حرفه‌اي بودن باشگاه‌ها، صورت‌حساب‌هاي مالي و بدهي‌هاي كلان‌شان روي دايره ريخته نشده‌اند. آخرين فضاحت در فوتبال ايران معرفي مجمع دو باشگاه پرسپوليس و استقلال بود كه خبر آن در آخرين روزهاي هفته گذشته رسانه‌اي شد. وزير محترم ورزش براي دو باشگاهي كه طبق قواعد بين‌المللي بايد خصوصي باشند مجمعي انتخاب كرده كه همه از وزراي دولت و…‌ اند. در عين حال كه براي دو باشگاه بزرگ پايتخت، يك مجمع مشترك معرفي شده كه تخلفي محرز است و در صورت اعلام شدن به صورت رسمي، به دليل اينكه صاحبان دو باشگاه، افراد مشتركي خواهند بود، قطعاً كنفدراسيون فوتبال آسيا اين تيم‌ها را از رقابت در ليگ قهرمانان آسيا محروم مي‌كند. بگذريم كه پيش از آن سازمان ليگ ايران هم بايد اين دو تيم را از مسابقات داخلي محروم كند.

تصور اينكه فوتبال باشگاهي يك كشور در عرض چند روز چنين با سونامي تخلفات و جرائم مواجه شود، شبيه شوخي و فانتزي است. اين نشان‌دهنده مشكلات و بي‌تفاوتي ساختاري در فوتبالي است كه سال‌هاست از تن دادن به پروتكل‌هاي بين‌المللي سر باز مي‌زند و هر بار توانسته به لطايف‌الحيل از مهلكه برهد يا احياناً جرايمي بدهد. فدراسيون فوتبال ايران اما به عنوان متولي اول برخورد با اين مسائل، فعلاً خودش عامل اصلي ماجراست، در حالي كه حتي حاضر به ايجاد رفرم در كميته‌ها و زيرمجموعه‌هايش نيست. فدراسيوني كه متأسفانه با فشار مناسبي از طرف رسانه‌هاي داخلي و نهادهاي نظارتي مواجه نيست و مي‌تواند خود را در جنگل مفاسد و هرج‌ومرج مديريتي داخلي پنهان كند.

قرباني، فوتبال است و مردمي كه تنها دلخوشي‌شان هيجان‌هاي ۹۰ دقيقه‌اي است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 1 =